|
برگهای کتاب به منزله بالهایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز می دهند.
|
|
|
|
||||
|
« ویژه! » تقدیم به مسئول محترم و دلسوز بخش معرفی کتاب: الهام عزیز، خدای بزرگ را شاکریم که با لطف و عنایت بیکرانش، توفیق زیارت حرمین شریفین را به شایستگی، ارزانی تو داشت. خوشحالیم که تو دوست خوب، این سفر معنوی و خاطرهانگیز را بیخطر و به سلامت، به پایان رساندی. زیارتات قبول؛ و قدوم مبارکات گلباران... دعا میکنیم که این سعادت عظیم، باز هم نصیب تو و همهی عاشقان و آرزومندان آن سرزمین مقدس، بشود.
از طرف اعضای اوما، و همهی خوانندگان اینجا و اینجا!
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 11:11 توسط الهام و مرجان
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در هفته گذشته رمان «سیزدهمین بدجنسی بی ثمر»اثر ژانت ایوانچ در صدر پرفروشترین کتابها قرار گرفت و رمان «هزار خورشید تابان »اثر خالد حسینی را که در یک ماه گذشته در صدر پرفروشترین کتابها قرار داشت در جایگاه دوم قرار داد.(«هزار خورشید تابان» که خالد حسینی آن را پس از رمان «بادبادک باز» نوشته است ،داستان زندگی مریم و لیلا دو دختر افغان است که به رغم شکاف طبقاتی بسیار زیادی که با هم دارند،سرنوشتشان در پایان بهم گره می خورد.) در این فهرست رمان« تیغ» اثر ریچارد باخمن که استفن کینگ آن را به چاپ رسانده ،در رده سوم قرار گرفت و «برداشت دوباره»نوشته کاترین کولتر و «ناوبر»اثر کلایو کاسر به ترتیب جایگاه چهارم و پنجم را به خود اختصاص دادند.
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 12:57 توسط الهام و مرجان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به راستی که شاهکار «استاد عشق»، زندگیاش بوده است کتاب این هفته: استاد عشق(نگاهی به زندگی و تلاشهای پروفسور سید محمود حسابی، پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران) ـ نویسنده: ایرج حسابی ـ سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ 188 صفحه ـ 1200 تومان (مربوط به چاپ سیزدهم، بهار 1383، تا حالا حتماً گرانتر شده!) حسی بر تن و جان ایرج افتاد تا استاد را برانگیزاند که حتی تا پاسی بعد از نیمه شب نیز،از سالهای دور و نزدیک، از خانهی قدیمی پدری، و از کارهایی که انجام دادهاند و قدمهایی که برای توسعهی کشور و پیشرفت هممیهنانشان برداشتهاند بگویند؛ تا او به خوبی گوش فرا دهد و هر آنچه شنیده است، در تنهایی بنویسد؛ زیرا که پدر، تصور میکردند که نوشتن خاطراتشان، نوعی تعریف از خود است. پس از شتافتن پروفسور حسابی به دیار باقی، ایرج نیز با خود عهد کرده است که هر شب، در تنهایی اتاق پدر،گفتههای ایشان را باز نویسد، تا در صحیفهای دیگر، حق فرزندی را شایسته ادا کند؛ و این خاطرات را به نسل پرشوری که چشم به آینده، و به فردای ایران زمین دارند، بسپارد. ارادتمند : دوره گرد(17)
+
نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 9:25 توسط الهام و مرجان
|
|
|||||
|
|||||